1- با
نام او و با توكل به او درس را شروع كنيم : « اقرا باسم ربك ... » علق /1
زيرا دنيا به فرموده قرآن ،هم قليل است ، هم عارضی ، هم فانی .
2 –
دليل تحصيل ، بايد اين باشد كه مردم يا اهل توليدند ، يا توزيع و يا مصرف ،
ما به سراغ علم می رويم كه هم با تحقيق و پژوهش توليد علم كنيم ، هم
توليدات ديگران را با قلم و بيان توزيع كنيم ، هم به آنچه آموخته ايم عمل
كنيم . در حديث می خوانيم : خوشا به حال كسی كه با تفكرش توليد ، با بيانش
توزيع و با تمام وجودش عمل كند . « عالم ناطق ينتفع بعلمه »
3 –
خداوند شرط دريافت توفيقات را ، گام نهادن و تلاش در راه خود می داند : «
والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا » عنكبوت / 69 و درباره داورانی كه از
طرف زن و مرد برای آشتی دادن گرد هم می آيند ، می فرمايد : اگر قصد جدی
آنان بر اصلاح باشد ، خداوند به خاطر حسن نيت آنان ، آشتی را برقرار خواهد
كرد : « ان يريدا اصلاحا يوفق الله بينهما .... » نساء / 35
لذا درس خواندن و تبليغ و تاليف ، بايد برای خدا باشد نه رسيدن به دنيا و مقام و اظهار وجود .
4
– تزكيه ، مهم تر از تعليم است . خداوند پس از يازده سوگند می فرمايد : «
قد افلح من زكاها » شمس / 9 جالب آنكه در انجام وظايفی از قبيل تقوی ،
جهاد ، عبادت ، توبه و غير آن می فرمايد : « لعلكم تفلحون » باشد كه رستگار
شويد ، اما در مورد تزكيه می فرمايد : « قد افلح من زكاها » . قطعا كسی كه
خود را تزكيه كند به رستگاری می رسد .
5 – مراجع تقليد می فرمايند :
تقليد در احكام است نه موضوعات و عمر و جوانی هر يك از ما ، از موضوعات است
. پس خود بايد در بكارگيری سرمايه عمر اجتهاد كنيم . اگر دانشمندی در
زمانی ، عمر خود را صرف مسائلی كرده ، دليل آن نيست كه ما در اين زمان نيز
عمرمان را صرف همان مسائل كنيم . ما بايد عمر خود را صرف كاری كنيم كه يا
واجب و ضروری باشد ، يا مورد نياز فرد و جامعه و يا حداقل مستحب . يك طلبه
بايد ادبيات عرب را خوب بداند ، در حدی كه اگر قرآن بدون اعراب را ديد
بتواند صحيح بخواند ، اما مثلا حفظ بعضی اشعار ، نه واجب است نه مستحب و
نه نياز فرد و جامعه ،
6 – دعای والدين : يكی از عوامل توفيق ، دعای والدين است و چه محروميت هايی در اثر عاق حاصل می شود .
7
– اخلاص : در قرآن ، يك جا می خوانيم : « لا نريد منكم جزاء ولا شكورا »
انسان /9 يعنی ما حتی در دل خود انتظار جزا و تشكر نداريم و تعبير ديگر اين
است كه « لا اسئلكم عليه اجرا » يعنی به زبان نيز درخواست هيچ گونه پاداشی
نمی كنيم . معنای اين دو آيه اين است كه نه در دل و نه در زبان انتظار اجر
و پاداش نباشد ، ولی اگر هديه ای دادند بپذيريم . قرآن در مورد اهل بيت
پيامبر ( عليهم السلام ) كه طعام خود را در آستانه افطار و با وجود گرسنگی
خود پی در پی و خالصانه به مسكين و يتيم و اسير دادند و گفتند :
«
لانريد منكم جزاء و لا شكورا » ، در ده آيه پياپی ، چهار ده نوع پاداش
اخروی را برای آن بزرگواران بيان می كند و سپس می فرمايد : شما قصد جزا و
شكور نداشتيد ، اما ما كار شما را فراموش نكرديم : « ان هذا كان لكم جزاء و
كان سعيكم مشكورا » انسان / 22 آری اگر انسان چشم داشتی به مال و مقام
نداشته باشد ، چندين برابر ، الطاف الهی را دريافت خواهد كرد.
8 – يكی
از عوامل دريافت توفيق و امداد های الهی ، روح پاك است . در قرآن از سه نوع
قلب ياد شده است : قلب سليم ، قلب منيب و قلب مريض . « قلب سليم » آن است
كه در آن جز حق نباشد و « قلب منيب » آن است كه در آن جز حق نباشد و « قلب
منيب » آن است كه اگر انحراف و گرايش به باطلی پيدا كرد زود برگردد و « قلب
مريض » آن است گرفتار عناد و نفاق و سوء ظن و كينه و امثال آن باشد ، چنين
قلبی مانند ظرف آلوده ای است كه هر چه در آن بريزند ، آن را نيز آلوده می
كند . برای دريافت الطاف الهی ، از همين الان تصميم بگيريم هر كس به ما
ظلمی كرده ، او را ببخشيم . آری شرط بخشيده شدن ، بخشيدن است . قرآن در
سوره نور می فرمايد : اگر دوست داريد خدا شما را ببخشد ، پس ديگران را عفو
كنيد. « وليعفوا و ليصفحوا الا تحبون ان يغففر الله لكم » نور / 22 در قرآن
از قلب پر سوز پيامبر نسبت به مردم ستايش شده كه برای نجات مردم حرص می زد
: « حريص عليكم » توبه / 128 خداوند به موسی فرمود : چون دلسوز بودی ، تو
را به مقام نبوت رساندم .
9 – هدف ما رسيدن به جايگاه صالحان و رضای
خدا باشد ، نه آنكه مثل فلان فرد صاحب مقام بشويم ، زيرا اگر نشديم خود را
بستانكار خداوند می پنداريم كه اين خطر بزرگی است و بايد بدانيم كه رضای
خداوند در انحصار رسيدن به فلان درجه يا رسيدن به مقام فلان شخص نيست .
بسياری از افراد گمنام ، آبرومندان در گاه خدا هستند .
10 – از تعطيلات
بكاهيم . قرآن ، تعطيل تجارت و كار را زمانی می داند كه اذان نماز جمعه
شروع شود و بعد از نماز جمعه باز سفارش به ادامه كار و تجارت می كند : اذا
نودی للصلوه من يوم الجمعه فاسعوا الی ذكر الله و ذروالبيع » جمعه / 9 چرا
بايد تحصيل كه به مراتب از كار و تجارت مهم تر است ، اين همه تعطيلات داشته
باشد .
اگر ما به آيه « رحله الشتاء و الصيف » قريش / 2 عمل كنيم حتی
در گرم ترين زمان ها با هجرت به منطقه ای ديگر كار خود را ادامه خواهيم داد
.
افرادی هستند كه بخاطر انتقال مكان در تابستان و استفاده از
تعطيلات ، ده ها كتاب مفيد نوشته اند . بگذريم كه اين نوشته ها در اثر
مطالعه صدها جلد كتاب بوده است كه در آن ايام مطالعه كرده اند . چه بزرگانی
كه در ايام اسارت و زندان آثار مهمی از خود به جای گذارده اند .
11 –
ازدواج مهم تر از تحصيل است ، زيرا ازدواج يك ضرورت است و تحصيل يك فضيلت .
هر گاه ضرورت ازدواج احساس شد ، به خاطر فضيلت تحصيل ، آن را به تاخير
نياندازيم .
12 – اصل در تحصيل ، استفاده علمی و اخلاقی است ، گر چه
استاد ، مشهور و مركز تحصيل ، معروف نباشد . قرآن می فرمايد : « فاسالوا
اهل الذكر » انبياء / 7 و نمی فرمايد: « فسئلوا اهل العلم » يعنی بايد به
سراغ استادی برويم كه علاوه بر علم ، اهل قرآن و نماز و تقوا و توسل نيز
باشد . زيرا قرآن و نماز ذكر است . « اقم الصلاه لذكری » ، طه / 14 « انا
نحن نزلنا الذكر » حجر / 9
13 – درس و تحقيق ، ما را از وظيفه و عمل
غافل نكند ، اگر بيشترين بحث طهارت در مركزی می شود بايد آن مركز نظيف ترين
منطقه باشد ، اگر بيشترين اسلام شناس در محلی جمع شده اند بايد جوانان آن
منطقه بهترين افراد باشند و گرنه مثال كسانی كه در مراكز پژوهش می كنند ولی
پژوهشگران از وظيفه و عمل و ارتباط با مردم عقب مانده اند مثال سوزنی است
كه از نخ جدا شده و چيزی با آن دوخته نمی شود .
14 – يكی از عوامل
توفيق ، دوست با تقوی است . حضرت موسی برای موفقيت خود از خداوند همكار خوب
درخواست كرد و گفت : « هارون اخی اشدد به ازری و اشركه فی امری كی نسبحك
كثيرا » طه / 30 – 33 اگر بسياری از مساجد و مراكزی كه در اختيار افراد كهن
سال ، مريض ، بی نشاط و خسته است با مشاركت و فعاليت ديگرانی كه دارای
نشاط و بيان و تحصيلات جديد هستند گره بخورد ، فعاليت آن مركز و مسجد و
موفقيت آن چندين برابر خواهد شد . حضرت موسی با آنكه پيامبر اولوالعزم بود ،
با جمله « هو ا فصح منی لسانا » قصص / 34 اقرار كرد كه هارون از من فصيح
تر است ، ولی بسياری از ما كه انواع لياقت ها را در ديگران می بينيم ، گاهی
به خاطر غفلت و گاهی به خاطر انحصار طلبی و خود محوری ، آنان را شريك كار
خود نمی گردانيم .
15 – خشيت و عبادت ، به خصوص نماز اول وقت و توجه به
مستحبات و احترام به بزرگان و توسل به اوليای خدا ، نشانه علم مفيد است .
در حديث می خوانيم « ثمره العلم العبوديه » اگر تحصيل كردگان دارای تقوی و
عبادت و ادب بيشتری بودند خوشحال باشند و گر نه ...
16 – در شيوه
تحقيق ، تنها به حافظه تكيه نكنيم ، بلكه لازم است يادداشت برداری كنيم كه
يادداشت كردن نكته ها و تنظيم آن ها سبب بركت در عمر است . لكن يادداشت با
خط خوب و با سر فصل معين به گونه های كه با گذشت زمان تاريخ مصرف آن ها
تمام نشود .
17 – به هر مقدار كه آموختيم وظيفه ابلاغ داريم ، قرآن می
فرمايد : « ولينفق مما اتاه الله » يعنی اگر يك حديث ياد گرفتيم ، در اولين
فرصت به افراد خانواده و برای نزديك ترين فردی كه در دسترس است بيان كنيم .
نبايد بگوييم هر گاه به فلان مرحله برسيم به ديگران خواهيم گفت زيرا همان
گونه كه گاهی يك برگ زرد كشتی چندين مورچه می شود . گاهی يك نكته و تذكر ،
سبب نجات افرادی می شود .
18 – هر گاه مطلب مفيدی را يادداشت كرديم آن
را در اختيار ديگران نيز بگذاريم و هر چه بيشتر انفاق علمی كنيم توفيق و
الهام الهی را بيشتر دريافت خواهيم كرد .
19 - از كارهای تكراری پرهيز
كنيم . اگر در شهر ، به ما نياز نيست ، به روستا برويم اگر در مسجد نياز
نيست به سراغ مدارس و نسل نو برويم .اگر درس ها فراوان است ، به سراغ تدريس
درسهای ديگر برويم . چرا بايد بعضی درس ها بسيار باشد و لی درس تفسير قرآن
و نهج البلاغه ناياب يا كمياب باشد .
20 – ناگفته پيداست كه هدف حوزه
ها ، تربيت عالم ربانی است و قرآن عالم ربانی را كسانی می داند كه پيوسته
به آموزش و تدريس كتاب آسمانی مشغول باشد : « كونوا ربا نيين بما كنتم
تعلمون الكتاب و بما كنتم تدرسون » آل عمران / 79 قرآن ، افراد و مراكزی را
كه در آن ، كتاب آسمانی محور نباشد پوچ می داند : « لستم علی شی ء حتی
تقيموا التوراه و الانجيل و ما انزل اليكم » مائده / 68 ملاصدرا در تفسير
سوره واقعه و فيض كاشانی در رساله انصاف و امام خمينی در صحيفه نور و جمعی
ديگر از بزرگان ، از اين كه تمام عمر خود را به تدبر در قرآن نپرداخته اند و
قرآن در حاشيه كارشان بوده به شدت ناله ها و انابه ها داشته اند .
اگر
بناست درس اخلاق داشته باشيم ، چه چيزی از آيات اخلاقی قرآن ، محكم تر و
بهتر است ؟ اگر بناست به عوامل عزت و سقوط ملت ها بنگريم ، چه چيز ،
استوارتر از تاريخ اقوامی كه در قرآن آمده است ؟ اگر بناست ملاك هايی را
برای انتخاب راه خود يا نصب و عزل مسئولين ، يا داشتن روابط حسنه يا قطع آن
، يا ملاك هايی برای انتخاب همسر و شغل ، يا شناخت خوردنی ها و نخوردنی
ها ، گفتنی ها و نگفتنی ها ، دوستان خوب يا ناباب ، اطلاع از آينده جهان و
بشريت ، يا آشنايی با تاريخ و فلسفه آن ، شيوه رابطه با خدا و نحوه عبادت
و مناجات يا رابطه با خلق ، طبيعت ، فرزند ، والدين ، دوست ، دشمن ، اهل
كتاب ، فرشتگان و هر چيز ديگری كه انسان نيازمند اوست داشته باشيم ،بايد
تمام آن ملاك ها را در قرآن و سنت پيامبر و روايات اهل بيت ( عليهم السلام
) جست جو كنيم .
گاهی می گويند : ما بايد ابتدا اطلاعات عميق و وسيع
پيدا كنيم و سپس به سراغ قرآن برويم .اين حرف مثل آن است كه بگوييم ما
بايد اول غواص شويم بعد به سراغ دريا برويم . در حالی كه از نگاه به دريا ،
شنا در دريا ، ماهيگيری و قايقرانی در دريا می توانس آغاز كرد و در صورت
آمادگی غواص شد . قرآن محوری ، آن است كه از آغاز ، تربيت و تعليم ما بر
اساس قرآن پايه ريزی شود . مثلا بجای « ضرب زيد عمرا » در ادبيات بگوييد : «
ضرب الله مثلا » و در فن بلاغت ، ما را با شان نزول های قرآن آشنا كنند .
اگر بدانيم در چه حادثه ای چه آيه ای نازل شده است ، با حكمت الهی آشنا شده و فصاحت و بلاغت واقعی همين است .
متاسفانه
بعضی ازباسواد ها را سراغ داريم كه عمر خود را در كتاب های ديگر درباره
شناخت فصاحت و بلاغت و مقتضای حال گذراندند ، اما در عمل با هيچ صنفی نمی
توانند طبق مقتضای حال آنان صحبت كرده و ارتباط بر قرار كنند . مقتضای حال
آن است كه حضرت سليمان برای بلقيس تاجدار ، هدهد تاجدار فرستاد ، جعفر طيار
برای پادشاه مسيحی در حبشه ، آيات سوره مريم را خواند ، زينب كبری برای
مردم كوفه كه علی ( عليه السلام ) را می شناختند بگونه ای سخن گفت و برای
مردم شام كه با اسلام معاويه آشنايی داشتند به گونه ای ديگر .
ما اگر
بدانيم چه آيه ای در چه زمانی نازل شد ، با سليقه قرآنی تربيت می شويم . در
تشبيهات و تمثيلات و سوگندها و حتی چيدن كلمات قرآن ، دريايی از فصاحت و
بلاغت است كه ما از آن محروميت و سرگرم فهميدن سخنان ديگران .
21 –
برنامه ريزی . امام رضا ( عليه السلام ) فرمود : انسان بايد برای وقت خود
برنامه ريزی داشته باشد . در كنار تحصيل از مستحبات به خصوص نافله شب و از
گفتگو و انس با دوستان خوب و از ورزش و تفريح غافل نشود . البته ورزش كردن ،
نه تماشای ورزش ديگران !
22 – انذار خويشاوندان : قرآن به پيامبر سفارش
می كند :« و انذر عشيرتك الا قربين » شعراء /214 و پيامبر در كنار كار
رسمی ، نسبت به خانواده خود نيز توجه ويژه داشت . « و كان رسولانبيا و كان
يامر اهله بالصلوه » مريم / 54- 55
23 – آزادی از قيود نابجا : گروهی
اسير شرق و غرب نيستند ولی اسير خيالات خود و جامعه هستند . ما بايد با
تمام قيودی كه در نزد عقل و دين جايگاهی ندارد مبارزه كنيم . بسياری از
افراد كه مشغول كارهايی بزرگ ، در مراكز بزرگ و با عنوان بزرگ هستند ، به
آن ها نمی رسند و از كارهای به ظاهر كوچك هم محروم می شوند ، اگر درس و
جلسه علنی نداشتيم از كار يا افراد خصوصی غافل نشويم . در اين جلسات است كه
می توانيم افراد را تربيت كنيم و اين خيلی مهم است .
24 – تشخيص وظيفه
: همان گونه كه پزشك اطفال داريم ، روحانی اطفال نيز لازم است. اگر
بتوانيم از دويست داستان واقعی قرآن برای نسل نوجوان بهره گيريم و لطيفه
های آن را بيان كنيم بسيار موفق خواهيم بود . آری بايد بيشترين توجه ما به
نسل نو و كارهای واجب , آن هم واجبات فراموش شده ای كه چاذبه مادی ندارند
باشد .
25 – مشاوره : قرآن درباره پيامبر می فرمايد : « و يمشی فی
الاسواق » فرقان / 7 يعنی در ميان مردم و بازار راه می رفت و نيازهای مردم
را از نزديك لمس می كرد . بسياری را سراغ دارم كه بخاطر انزوا و مشورت
نكردن ، تحقيقاتی كرده اند كه مفيد نبوده است . اين افراد منزوی حتی گاهی
كه در رسانه های عمومی سخن می گويند نمی توانند با مردم ارتباط برقرار كنند
.
26 – در شيوه تحصيل و تبليغ و تاليف ، به قرآن توجه كنيم كه می
فرمايد : « قولوا قولاسديدا » الاحزاب / 70 يعنی حرف های محكم و مستدل
بزنيد و به نقل خواب و شعر و تاريخ و تحليل و برداشت های اين و آن كه
احتمال انحراف در آن ها است تكيه نكند . به گونه ای كه هر كجا از ما
استدلال خواستند : « قل هاتوا برهانكم » بقره / 111 بتوانيم از خود دفاع
كنيم .
27 – استفاده از فرصت : در خواندن مطبوعات و ديدن فيلم ملاك و
معياری داشته باشيم ، نه هر دانستنی ارزش است و نه ما آن قدر عمر داريم كه
به تمام اخبار و فيلم ها برسيم . گاهی ديدن فيلمی يا خواندن مقاله و آماری ،
برای فرد يا گروهی ضرورت دارد ولی برای ديگران نه تنها ضرورت ندارد بلكه
اتلاف عمر است . « من حسن اسلام المرء تركه مالا يعينه » . وسائل ، ج 12 ، ص
199 .
28 – ارتباط مردمی . رابطه مردمی ما بايد قوی باشد ، همان گونه
كه قرآن می فرمايد : انبياء از مردم ، با مردم و در ميان مردم بودند . «
رسولا منهم ، رسولا فيهم ، والذين معه »
29 – در شيوه تبليغ و تدريس ، لازم نيست همه چيز را از حفظ بخوانيم ، همراه داشتن كتاب و يادداشت ، يك كار با ارزشی است .
مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه روز عاشورا ، از روی كتاب لهوف ، مقتل امام حسين ( عليه السلام ) را می خوانند .
هم
چنين لازم نيست جلسات متعدد در يك موضوع سخن بگوييم ، بلكه تنوع و و سادگی
بيان و خودمانی حرف زدن و كوتاه سخن گفتن از عوامل توفيق است . متاسفانه
بعضی خيال می كنند كه بايد چندين ساعت پيرامون يك نكته و موضوع بحث كنند و
اين را كمال می دانند و سادگی بيان و سرعت انتقال و خودمانی بودن را سبكی
می پندارند و نسل ميليونی را با چند نفر خواص معامله می كنند .
30 –
اصل صرفه جويی برنامه های تحصيلی و تبليغی را با حداقل هزينه برگزار كنيم و
بدانيم هر چه تشريفات بيشتر باشد تداوم و مقدار شركت كنندگان كم تر خواهد
بود .
31 – تحريك نابجا ممنوع : در برخوردها ديگران را حساس نكنيم و
خود را رقيب فرد يا گروهی قرار ندهيم تا بخشی از عمر ما صرف حذف رقيب شود .
تا ضرورت نيست مسئوليتی را نپذيريم و در تشخيص ضرورت ، از افراد صاحب نظر
سوال كنيم .
32 – برای موفقيت از خدا استمداد كنيم . خداست كه محبت
نوزادی را كه قاتل فر عون خواهد شد در دل او قرار می دهد : « القيت
عليكم محبه منی » . خداوند است كه ميان عروس و داماد مودت قرار می دهد : « و
جعل بينكم موده و رحمه » . حضرت ابراهيم از خدا می خواهد كه دل های مردم
را به سوی خانه اش گرايش دهد : « فا جعل آفئده من الناس تهوی اليهم » .
مبلغ و استاد خيال نكند اگر دارای مدرك و لباس و لقبی بود ، حتما محبوبيت
هم خواهد داشت . قرآن ، محبوبيت را علاوه بر لطف خدا در سايه ايمان و عمل
صالح می داند : « ان الذين امنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمان ودا »
مريم / 96
33 – موفقيت را تنها در انحصار يك راه ندانيم . قرآن می
فرمايد : « لا تدخلوا من باب واحد » برای جذب و دعوت بعضی افراد بايد از
راه مهمانی ، هنر ، و برنامه های شاد و متنوع آنان را جذب كرد .
34 –
اولويت ها را در نظر بگيريم . مسائل عاطفی را قبل از مسائل فرهنگی مورد
توجه قرار دهيم و مسائل فرهنگی را قبل از مسائل اقتصادی در نظر بگيريم .
قرآن ابتدا می فرمايد : « الم يجدك يتيما فاوی » بعد می فرمايد : « و وجدك
ضالا فهدی » بعد می فرمايد : « و وجدك عائلا فا غنی » آری كودك يتيم قبل از
هر چيز محبت لازم دارد ، بعد ارشاد و هدايت و سپس هزينه زندگی و رفاه .
35
– از مراكز علمی استفاده كنيم ولی خود را در انحصار آن ها قرار ندهيم ،
همان گونه كه از نور خورشيد استفاده می كنيم ولی اگر به نور آن خيره شويم
كور می شويم . بايد در كنار برنامه های رسمی حوزه و دانشگاه ، خودمان نيز
پس از نيازسنجی ، برنامه هايی داشته باشيم .
36 – برنامه ريزی خود را
از قران بياموزيم . اگر مسئله تقوی و نماز در همه جا هست ، پس ما نيز در
همه برنامه ها به نحوی به آن بپردازيم . ما بايد دقت كنيم كه قرآن در سال
های اول بعثت چه دستوراتی داده و در سال های بعد چه دستوری و برنامه ريزی
خود را نيز اين گونه قرار دهيم . كدام مسئله را تكرار كرده و به كدام مسئله
به اجمال و يا تفصيل پرداخته است . نسبت به تدبر در قرآن ، چه حساسيتی
نشان داده است ، پس ما نيز درباره تدبر در قرآن همان حساسيت را داشته باشيم
. آری بی اطلاعی از بسياری از علوم توبيخ ندارد ، ولی عدم تدبر در قرآن به
شدت مورد توبيخ است :
« افلا يتدبرون القران ام علی قلوب اقفالها » محمد / 24 .
37
– ايجاد حساسيت ممنوع : سعی كنيم حساسيت های سياسی و نژادی و امثال آن را
به وجود نياوريم ، حضرت رسول ( صلی الله عليه و اله ) روز ورود به مدينه كه
ميز بانان فراوانی از قبائل مختلف داشت فرمود هر كجا شتر خوابيد ، تا مردم
حضرت را بی طرف بدانند
38 – در كارها پيشگام باشيم و انتظار ستايش بی جا نداشته باشيم : « و يحبون ان يحمدوا بما لم يفعلوا فلا تحسبنهم بمفازه »
39
– در تحصيل و تدريس ، اولويت ها را در نظر بگيريم . بی خبری از قرآن و
روايات برای روحانی تنگ است ولی بی خبری از بسياری از دانستنی های ديگر ننگ
نيست . در سير مطالعاتی با كارشناسان موفق و دانشمند مشورت كنيم .
40 – ما تنها مسئول گرياندن مردم نيستيم ، بلكه همان گونه كه خدواند هم می خنداند و هم می گرياند : « و انه هوا ضحك و ابكی »
نجم / 43 ما نيز با حفظ وقار بايد برنامه های شاد با سخنان حكيمانه داشته باشيم .
در
خاتمه ، محوريت نماز خانواده رزق حلال .مسجد .قرآن و تدبر در آن و توسل
به حضرت مهدی ( عجل الله تعالی فرجه الشريف ) و ساير ائمه ( عليه السلام )
را فراموش نكنيم ،
منبع:وبلاگ خبرنگاران افتخاری ایکنا